...هر کجا هستم باشم، آسمان مال من است
یه جایی وا3 آروم شدن، حداقل برای خودم!
من و خدا سوار یک دوچرخه بودیم...
من جلو نشستم و خدا عقب...
فرمون دست من بود و سر دوراهی ها دلهره منو فرا می گرفت...
تا اینکه جامون رو عوض کردیم ...
حالا من آروم شدم و هروقت از او می پرسم که کجا میرویم؟ بر می گرده و میگه تو فقط رکاب بزن...
نوشته شده در دوشنبه 92/6/11ساعت
12:32 صبح توسط me:D| نظرات (17)
قالب ساز آنلاین |